یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۸
ماجرای خواندنی ارادت مردم آفریقا به شهید سید حسن نصرالله

حوزه/ حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم با تشریح ابعاد علمی، حوزوی، معنوی و تشکیلاتی شهید سید حسن نصرالله، او را نمونه‌ای از پیوند میان تربیت علمی و حوزوی با ولایت‌مداری، اخلاص، روحیه مبارزاتی و توان سازمان‌دهی دانست و تأکید کرد: همین مجموعه ویژگی‌ها از او طلبه‌ای در تراز انقلاب اسلامی ساخته بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا ایمانی‌مقدم در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، با اشاره به بیش از سه دهه معاشرت خود با شهید سید حسن نصرالله، به بیان ویژگی‌های مختلف شخصیت علمی، اخلاقی، معنوی، تشکیلاتی و اجتماعی وی پرداخت و او را الگویی برای طلاب و نیروهای جبهه مقاومت معرفی کرد.

شهید نصرالله و حاج قاسم؛ دو چهره شاخص در الگوی مکتبی انقلاب

وی با اشاره به ویژگی های مختلف شخصیت شهید سید حسن نصرالله گفت: سخن در رابطه با سیدالشهدای مقاومت، شهید سید حسن نصرالله، رضوان‌الله تعالی علیه، است؛ شخصیتی که ذوب در ولایت بود و یک طلبه در تراز، در تراز انقلاب اسلامی و تراز طلبگی مورد پسند امام زمان(علیه‌السلام) بود.

نماینده مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در خراسان رضوی، افزود: بنده به حکم بیش از سه دهه معاشرت با این بزرگوار، نکاتی را درباره شخصیت ایشان عرض می‌کنم. حضرت امام شهید در میان شخصیت‌های تراز اول مقاومت، دو نفر را به عنوان الگو معرفی کردند. نخست، سردار دل‌ها، مرحوم شهید حاج قاسم سلیمانی بود که حضرت امام شهید فرمودند حاج قاسم یک راه بود، یک مکتب بود.

کارشناس مسائل جهان اسلام گفت: دوم، در رابطه با این سید مجاهد بزرگوار است که اگر مقداری روی زندگی شخصی ایشان، سیره زندگی و خصوصیات اجتماعی ایشان دقت کنیم، ویژگی‌های خوبی به دست می‌آید که نشان می‌دهد چرا ایشان، با وجود اینکه در این دنیا تنها ۶۳ سال بیشتر عمر نکرد، به چنین الگویی تبدیل شد.

ماجرای ارادت مردم آفریقا به شهید سید حسن نصرالله

شهید نصرالله؛ حزب‌الله را از یک حزب مخفی به حرکت اجتماعی تبدیل کرد

نماینده مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در خراسان رضوی با اشاره به آغاز مسئولیت سید حسن نصرالله در حزب‌الله اظهار کرد: سید کسی بود که وقتی دبیرکلی حزب‌الله را از استادش، شهید سید عباس موسوی، تحویل گرفت، یعنی بعد از شهادت سید عباس، حزب‌الله تغییر ماهوی داد و حزب‌الله را اوج داد.

وی افزود: حزب‌الله در زمان سید عباس موسوی یک حزب مخفی و چریکیِ نظامی بود؛ اما سید وقتی این کار را به دست گرفت، حزب‌الله را به یک حرکت اجتماعی جهانی تبدیل کرد. او ۳۱ سال سکاندار کشتی حزب‌الله در یک دنیای پرتلاطم، پرجوش و خروش بود. این هنر سید حسن بود.

این کارشناس مسائل جهان اسلام تصریح کرد: سید کسی بود که زندگی اش می‌توانست برای ما الگوی خوبی باشد.

سید مقاومت اجازه نمی‌داد موفقیت مقاومت به نام شخص او ثبت شود

حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم با اشاره به اخلاص شهید سید حسن نصرالله گفت: در خصوص اخلاص او واقعاً عجیب بود؛ اصلاً دنبال مطرح کردن خودش نبود. هر جا هم زمینه‌هایی پیش می‌آمد که مردم او را تجلیل کنند، سریع مسیر را برمی‌گرداند به مکتب، انقلاب، امام، قرآن و امام حسین(علیه‌السلام).

آزادی جنوب لبنان؛ آغاز موج تجلیل از نصرالله و حزب‌الله

نماینده مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در خراسان رضوی برای توضیح این ویژگی، به ماجرای آزادی جنوب لبنان اشاره کرد و گفت: در آزادی جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲، اسرائیل با ذلت و خواری برای نخستین بار دمش را گرفتند و از لبنان بیرون انداختند و تا پشت مرزهای بین‌المللی عقب نشینی کرد.

وی افزود: در آن سال، بسیاری از مردم دنیا از سید و حزب‌الله تجلیل کردند و مردم مختلف جهان اهل سنت مبالغ کلانی از پول، دلار، یورو، طلا و جواهر جمع کردند و حتی برای تقویت مقاومت به بیروت فرستادند. آن سال یادم است که عرب‌ها سید حسن را به عنوان مرد شماره یک جهان عرب معرفی کردند.

وقتی سید حسن نصرالله دست رهبر انقلاب را بوسید

وی گفت: همین‌جا دو خاطره بگویم. خاطره اول مربوط به زمانی است که سید حسن نصرالله برای شرکت در کنفرانس انتفاضه به ایران آمد و امام مجاهد شهیدمان هم در سالن اجلاس سران تشریف آوردند و سخنرانی کردند.

حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم ادامه داد: همین که سخنرانی تمام شد، سید حسن از جای خود بلند شد، جلو رفت، خم شد و بوسه بر دست جانباز مقام عظیم‌الشأن ولایت زد و برگشت و سر جای خود نشست. خبرنگاران دور او ریختند و گفتند: «سید، تو فخر امت عرب و افتخار ما عرب‌ها بودی؛ چرا رفتی دست رهبر ایران را بوسیدی؟». البته این سؤال آنها شیطنت‌آمیز و تفرقه‌افکنانه بود چرا که امام شهید خامنه‌ای امام عرب و عجم نبود، بلکه امام امت اسلامی بود.

من که مرد شماره یک جهان عرب هستم، مقلد این آقا هستم

نماینده مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در خراسان رضوی ادامه داد: سید در پاسخ گفت «می‌دانید چرا من دست ایشان را بوسیدم؟» گفتند: نه، دلمان می‌خواهد از خودت بشنویم.

حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم به نقل از سید حسن نصرالله گفت: سید پاسخ داد «من ابتدا خودم را روی پاهای ایشان انداختم و خواستم بوسه بر پاهای مبارک ایشان بزنم، اما ایشان ناراحت شدند و من به بوسه بر دست مبارک ایشان بسنده کردم.»

این کارشناس مسائل جهان اسلام افزود: سید حسن نصرالله سپس توضیح داده بود؛ چون امسال، یعنی در ۲۲ کشور عربی و میان ۴۰۰ میلیون عرب‌زبان، من را به عنوان مرد شماره یک جهان عرب معرفی کردند که امت عربی را در برابر رژیم منحوس اسرائیل سربلند کردم. خواستم به کشورهای عربی بگویم «من که مرد شماره یک شما هستم، من مقلد این آقا هستم، من پیرو این آقا هستم، این آقا امام من است.»

خاطره‌ای از ارادت مردم آفریقا به سید مقاومت

حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم در ادامه خاطرات خود از شهید سید حسن نصرالله، نمونه دیگری از جمع‌آوری پول و هدایا توسط علمای اهل سنت آفریقا برای ارسال به مقاومت در بیروت را روایت کرد.

در آن زمان که علمای اهل سنت آفریقا برای مقاومت پول و هدایا جمع می‌کردند و به بیروت می‌فرستادند، من هم ساکم را برداشتم و راه افتادم و به کشورهای آفریقایی سفر کردم. به شش یا هفت کشور آفریقایی رفتم. آن سال که دور آفریقا سفر کردم، این کیف سامسونت ما پر از دلار، یورو، طلا، جواهرات و اینها شد. آنها را آوردم و به دفتر حزب‌الله در بیروت تحویل دادم.

همین که به دفتر آمدم و مستقر شدم، مسئول دفترمان گفت که آن شیخِ مولانا که در کشور ساحل عاج است، چند بار تماس گرفته و با تو کار داشته است. گفتم شماره‌اش را بگیر و وصل کن تا من با او صحبت کنم. به اتاق رفتم و نشستم. تلفن صدا کرد و گوشی را برداشتم. آن شیخ بزرگ از علمای اهل سنت غرب آفریقا بود که در ساحل عاج مستقر بود، اما بر امور اسلامی و دینی مردم شش، هفت کشور آنجا، از جمله لیبریا، ساحل عاج، سنگال، سیرالئون و چند منطقه دیگر، اشراف داشت. گفتم بفرمایید. مولانا گفت: «من از تو گلایه دارم.» گفتم: «چه کار کردم؟» گفت: «به کشورهای آفریقایی آمدی، هدایای مردم را جمع کردی؛ چرا پیش ما نیامدی؟ اینجا هم هدایای زیادی جمع شده است.»

گفتم: «خب، دیگر نرسیدم و عذرخواهی می‌کنم.» بعد گفت: «حالا باید جریمه‌ات کنم.» گفتم: «جریمه‌ام چیست؟» گفت: «جریمه این است که من این پول‌ها را می‌دهم دست این شیخ، نماینده‌ام، و او آنها را به بیروت می‌آورد؛ اما باید یک وقت ملاقات بگیری تا ایشان مستقیم برود و خود سید را ملاقات کند.» با خودم گفتم: چه جریمه شیرینی است؛ چون من هم توفیق پیدا می‌کنم دوباره خدمت سید بروم.

به هر حال روز موعود فرا رسید. نماینده آن شیخ را به دفتر سید بردم. سید فرمود؛ ساعت چهار بعدازظهر بیایید، منتظرتان هستم. از ساعت دو حرکت کردیم که ساعت چهار برسیم خدمت سید. همین که در آسانسور باز شد، خود سید بود. استقبال کرد و وقتی کیف را که دست این شیخ بود دید، گفت: «اول بروید این اموال را در قسمت امور مالی تحویل بدهید، بیایید؛ با شما کار دارم.»

او را راهنمایی کردم و اموال را تحویل دادیم و آمدیم خدمت سید. شهید نصرالله شروع کرد به احوالپرسی از مولانا شیخ بزرگ. سپس آن شیخ (نماینده مولانا) دست کرد در جیبش و یک نامه درآورد و به سید حسن نصرالله داد و گفت؛ این نامه را هم ایشان برای شما داده است. سید نامه را باز کرد و شروع کرد به خواندن. من به چهره سید نگاه می‌کردم. عادی بود و داشت نامه را می‌خواند.

یک مرتبه چنان اخم‌های سید حسن در هم رفت و ناراحت شد که من تعجب کردم. با خودم گفتم: آیا در این نامه اهانتی کرده‌اند؟ چه شده است؟ سید حسن نامه را به من داد و گفت: بخوان، بخوان؛ ببین چه نوشته اند! من نامه را خواندم و دیدم سر تا سر نامه سرشار از احترام به سید بود. در بخشی از نامه خطاب به شهید نصرالله نوشته بود: «ای فخر امت اسلامی، مسلمان‌ها به تو افتخار می‌کنند. نزدیک دو میلیارد مسلمان در جهان داریم. امروز تو ما را سربلند کردی. تو ما را در مقابل اسرائیل آبرومند کردی و دماغ اسرائیل را به خاک مالیدی، پوزه‌اش را به زمین زدی؛ ما به تو افتخار می‌کنیم.»

در ادامه آمده بود؛ آقای سید حسن نصرالله، مردمی که این هدایا را آورده‌اند که من بفرستم به بیروت، اینها اهل سنت‌اند و مرید حزب‌الله و مقاومت اسلامی در منطقه‌اند. جناب سید حسن، این هدایایی که آورده‌اند، روی آنها یک برچسب زده‌اند و نوشته‌اند «فلان آل سید، این هدایای ما پیشکش نعلین‌های سید باشد.»

در نامه نوشته بودند؛ یقیناً پول‌های ما ارزش این را ندارد که سید، این مجاهد بزرگوار، آنها را به دستش بگیرد، این پول ها را روی زمین بریزد و با نعلین‌هایش راه برود. ما راضی هستیم. چرا؟ چون نعلین‌های سید، اسلام را سربلند کرده و قرآن را عزت بخشیده است.

در ادامه نامه آمده بود؛ حالا که مردم این عقیده را دارند، از تو می‌خواهند یک جفت از نعلین‌هایت را بدهی تا نماینده من آنها را به ساحل عاج بیاورد و غبار نعلین‌هایت را توتیای چشمم کنم. چرا؟ چون نعلین‌های تو اسلام و قرآن را سربلند کرده است.

ماجرای هدیه مهر تربت به مولانا

وی گفت: سید به خاطر این حرف خیلی ناراحت شد و رو کرد به آن شیخ و گفت «شیخ، سلام من را به مولانا شیخ برسان و بگو من چه‌کاره‌ام اینجا؟ نه من، نه عبای من، نه قبای من و نه نعلین من.» ما کاری در اینجا نداریم؛ یک چیز دیگر ما را اینجا پیروز کرده و عامل سربلندی اسلام و مسلمین شده است.

نماینده مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در خراسان رضوی افزود: در ادامه سید رو کرد به شیخ و گفت «خب، الان بلند می‌شوم. آن چیزی را که عامل پیروزی ما بوده، به شما می‌دهم؛ ببرید برای مولانا شیخ. و من همین‌طور هاج و واج مانده بودم که سید می‌خواهد به این نماینده مولانا چه چیزی بدهد تا به کشور ساحل عاج ببرد؟

حجت الاسلام والمسلمین ایمانی‌مقدم در پایان خاطرنشان کرد: جلوی چشم هر دوی ما، سید بلند شد و رفت پشت میزش. کشوی میزش را کشید جلو و سجاده نمازش را درآورد. سپس مهر تربت سیدالشهدا(علیه‌السلام) را از سجاده‌اش آورد بیرون، بوسید، روی چشم‌هایش گذاشت و بعد آن را در یک دستمال کاغذی پیچید و به آن شیخ داد. سید گفت؛ سلام من را به مولانا شیخ برسان و بگو «تمام داشته‌های ما از عاشورا است؛ ما هرچه داریم از امام حسین(ع) داریم.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha